کتاب سقوط

ناموجود

The Fall

دسته: ,
امتیازدهی 4 از 5 در 1 امتیازدهی مشتری

قیمت: 27,000 تومان

موجودی:در انبار موجود نمی باشد

خرید محصول

نگاه کلی به کتاب سقوط

کتاب سقوط (ترجمه کتاب The Fall) نوشته‌ی آلبر کامو داستان وکیلی عالی‌رتبه به‌نام ژان باتیست کلمانس را روایت می‌کند. این وکیل اکنون خود را قاضی توبه‌کار می‌داند. داستان کتاب سقوط با نقطه‌ی اوج یک فرد سخاوت‌مند و مهربان آغاز شده و با افتادن از بلندای همان فرد دنبال می‌شود. باتیست داستان زندگی‌اش را برای غریبه‌ ای اعتراف می‌کند. ژان باتیست کلمانس در رستورانی به نام «مکزیکو سیتی» با غریبه‌ای که در اصل خواننده کتاب است- آشنا می‌شود و داستان زندگی اش را برای او بازگو می‌کند.

این کتاب خارق العاده را می توان شاهکار ادبی البر کامو دانست. کتاب به ترجمه ی شورانگیز فرح در انتشارات نیلوفر به چاپ رسیده است. و امنون می توان در فروشگاه اینترنتی پیک کالا آن را خریداری کنید.

کتاب سقوط

قسمت هایی از کتاب

در مورد من… خوب، خودتان قضاوت کنید. با این اندام، شانه‌ها و این چهره‌ای که اغلب می‌گویند وحشی است. بیشتر شبیه یک بازیکن راگبی هستم، این‌طور نیست؟ اما اگر با توجه به شیوه‌ی گفتار در مورد من داوری کنید، باید تا اندازه‌ای ظرافت و لطافت مرا نیز قبول کنید. شتری که از پشمش پالتوی من بافته شده، بی شک گال داشته است؛ برعکس، ناخن‌های من کوتاهند. با آن که فرد باتجربه‌ای هستم، اما احتیاط نمی‌کنم و به شما اعتماد می‌کنم.

در آخر این که هرچند رفتار شایسته و زیبایی کلام دارم اما در زیدیک همواره مشتری میکده‌های ملوانان هستم. خوب دیگر دنبال حرفه‌ام نگردید. حرفه من مثل خود انسان، دو رو دارد، همین. پیش از این به شما گفته‌ام که من یک قاضی نادمم. تنها یک مسئله ساده در مورد من وجود دارد، این که اموالی ندارم. بله، ثروتمند بودم، نه! ثروتم را با کسی تقسیم نکرده ام. می پرسید این موضوع چه چیزی را اثبات می‌کند؟ خوب این که من هم یک صدوقی بودم… اوهصدای سوت کشتی های بندر را می شنوید؟ امشب، روی خلیج زویدرزه را مه می‌پوشاند.

می‌خواهید بروید؟ ببخشید اگر سرتان را درد آوردم. با اجازه شما، صورت حساب را من می‌پردازم. شما در منزل من مهمان هستید، در مکزیکوسیتی، واقعا از این که، در این میکده پذیرای شما بودم، خوش وقتم. مسلما فردا شب نیز، مثل شب های دیگر، این جا هستم، و با کمال تشکر دعوت شما را می‌پذیرم. مسیرتان… خوب…. اگر اشکالی ندارد من خود تا بندر همراهتان می آیم، این طور راحت‌تر است. از راه بندر، همین که محله یهودی نشینان را دور بزنید، خیابان‌های زیبایی را می‌بینید که در آن قطارهایی با باری از گل، با موسیقی رعدآسایی رژه می‌روند. هتل شما در یکی از این خیابان ها به نام دامراک است. اول شما، خواهش می کنم. من در محله یهودی نشین زندگی می‌کنم، محله ما را، پیش از این که برادران هیتلری مان در این محل جا خوش کنند، به این نام می‌شناختند.

نظر خود را در مورد این کالا با ما به اشتراک بگذارید.

افزودن دیدگاه جدید

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

برای امنیت ، استفاده از سرویس کپتچا گوگل مورد نیاز گوگل استسیاست حفظ حریم خصوصی و شرایط استفاده.

Iبا این شرایط موافقید.

شما نیز میتوانید سوالات خود را ثبت کنید!

اگر سوالی در مورد محصول دارید از این قسمت بپرسید!