کتاب بر باد رفته

Gone with the Wind

دسته: ,
امتیازدهی 4.5 از 5 در 1 امتیازدهی مشتری
شناسه محصول: کتاب چهار اثر از اسکاول شین

قیمت: 180,000 تومان

موجودی:موجود در انبار (می توان پیش خرید کرد)

خرید محصول
معرفی کوتاه

بربادرفته این رمانِ عاشقانه بی‌نظیر که شاهکار مارگارت میچل است اولین و آخرین رمان اوست که برای همیشه از محبوب‌ترین کتاب‌های تمام دنیاست. با بیش از 30 میلیون نسخه و بارها تجدید چاپ به یقین شایسته چنین عنوانی است که به خوبی سیاست و طرز تفکر آمریکایی‌ها را به خوبی نشان می‌دهد. در سال 1937 جایزه ادبی نوبل را دریافت نمود و در سال 1939 پرفروش‌ترین کتاب جهان شد و متعاقب آن فیلمی براساس این کتاب ساخته شد که در سراسر جهان رکورد فروش را برای یک فیلم شکست.

نگاه کلی به کتاب بر باد رفته

کتاب بر باد رفته را «مارگارت میچل» نوشته است. این کتاب را «پرتو اشراق» به فارسی برگردانده است. بر بادرفته یکی از مشهورترین رمان‌های تاریخ ادبیات است. ناشردر مورد این کتاب آورده است. «مارگارت میچل، در 8 نوامبر سال 1900 در آتالانتا آمریکا متولد شد. نویسنده‌ایی که بعدها و در سال 1937 برای رمان برباد رفته جایزه پولتیزر را دریافت کرد. کتابی که برای همیشه از محبوب‌ترین کتاب‌های تمام دنیاست با بیش از 28 میلیون نسخه و بارها تجدید چاپ به یقین شایسته چنین عنوانی است. او دوران کودکیش را در سال های جنگ های شهری آمریکا گذراند و به خوبی با فضا و حال و هوای آن دوران آشنا بود. آن را می شناخت و شاید جزییاتی که در کتابش و در میان روابط انسان ها به شکل عجیبی قابل لمس هستند. ناشی از زندگی در همان شرایط است.

 

کتاب بر باد رفته

 

با هم بخوانیم

  • اسکارلت در یک بعدازظهر آفتابی آوریل سال 1861 در سایه‌‌ی خنک ایوان تارا، مزرعه پدری‌اش، با استوارت و برنت تارلتون نشسته بود. منظره‌ای بسیار دلنشین خلق کرده بود. او پیراهن جدید ململ با دوازده یارد چین و حلقه‌های موج‌دار سبز گلدار و کفش‌های سبز پاشنه‌کوتاه مراکشی که پدرش به تازگی از آتلانتا برایش آورد را پوشیده بود. پیراهنش، کمر هفده اینچی‌اش را ظریف‌ و باریک نشان می‌داد. بالاتنه‌ی کاملاً تنگ پیراهن، سینه‌های بلوغ یافته شانزده سالگی‌اش را به خوبی نمایان می‌کرد.
  • چین‌های دامنش خیلی دور و برش پخش نبود. موهایش را صاف و مرتب داخل توری پشت سرش بسته و دست‌های ظریف و سفیدش را بی‌حرکت روی پاهایش گذاشته بود. که البته همه‌ی این‌ها شخصیت واقعی‌اش را به خوبی نشان نمی‌داد. چشم‌های سبز بی‌قرار، لجباز و سرشار از طراوت زندگی‌اش که با دقت تمام در چهره‌ای ملیح جای گرفته بود با آن رفتار برازنده، کاملاً ناهماهنگ به نظر می‌رسید. هرچند رفتارهایش از راهنمایی‌های ملایم مادر و تربیت سخت‌گیرانه مامی نشأت می‌گرفت اما چشم‌هایش، خاص خودش بودند.
  • وقتی دوقلوها رفتند، اسکارلت در ایوان تارا ایستاد تا آخرین صدای تاختن سم اسب‌ها محو شد. همچون خوابگرد به طرف صندلی‌اش برگشت. از ناراحتی خشکش زد و از بس که ناخواسته خندیده بود تا مبادا دوقلوها از رازش باخبر شوند. عضلات دهانش درد می‌کرد. او یکی از پاهایش را زیرش جمع کرد و با بی‌حوصلگی روی صندلی نشست. دلش مالامال از غم و اندوه بود، طوری که احساس می‌کرد گنجایش این همه غم را ندارد. قلبش تند تند می‌زد، دست‌هایش سرد و در حس بدبختی غرق شده بود. پریشانی و سردرگمی در چهره‌اش موج می‌زد، سردرگمی کودک نازپرورده‌ای که همیشه آن‌چه که می‌خواست بر وفق مرادش بود و حالا برای اولین بار با اوضاع نامطبوعی در زندگی‌اش مواجه می‌شد.

نظر خود را در مورد این کالا با ما به اشتراک بگذارید.

افزودن دیدگاه جدید

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

برای امنیت ، استفاده از سرویس کپتچا گوگل مورد نیاز گوگل استسیاست حفظ حریم خصوصی و شرایط استفاده.

Iبا این شرایط موافقید.

شما نیز میتوانید سوالات خود را ثبت کنید!

اگر سوالی در مورد محصول دارید از این قسمت بپرسید!